از جمله مسائلی که تا حدود 30 سال پیش در روستا رسم بود، چراندن الاغ بود که به آن گواره و می گفتند. معمولا بچه ها در 13 روز تعطیلی نوروز هر روز صبح سوار بر الاغ می شدند و برای چراندن آنها به صورت گروهی راهی جلوگیر در انتهای سد درزاب می شدند. چند چیز باعث شده بود تا گواره و خرچرانی جذاب و فراموش ناشدنی باشد از جمله اینکه آب رودخانه به طور فصلی سرازیر به سمت درزاب بود و کوهها انباشته از علف و سرسبز و دیدن هر روزه این مناظر طبیعی بسیار لذت بخش بود. نکته جالب دیگر دور هم بودن و با هم بودن و بازیهای محلی ای بود که صبح تا عصر بچه ها را مشغول داشت.
اما نکته مهم تر و حماسی آن این بود که بعد از برگشت به درزاب بزرگترها مقداری ریگ داخل قوطی می ریختند و با به صدا درآوردن آن باعث تاخت و تاز الاغ ها و سبقت گرفتن هر یک از دیگری می شدند، کاری که هم به نوعی مسابقه بود و هم باعث می شد که کوچکترها کنترل خود را از دست بدهند و طعم افتادن و پرت شدن از الاغ را بچشند و با سر و دست خونی به خانه برگردند. یادش بخیر
بگویم خاطرات و جالب و ناب
زنوروزها که می آمد به درزاب ّ
کلوچه، نون قاق و کشک و قَُطّاب
گواره در بهار و سوی جلّاب
زسوی سرگدار و چشمه زاو
سرازیر آب می شد سوی درزاو
بام کویر "درزاب"...
ما را در سایت بام کویر "درزاب" دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 98